woensdag 25 december 2013

آیا وزارت اطلاعات خارج از دولت اعتدال حرکت می کند؟


همچنان که دولت روحانی در تلاش است که وضعیت بحرانی کشور آرام کند همچنان میهن پرستان و آزاداندیشان با فشار و بازداشت مواجه هستند.
مهدی ملکی  که فعال سیاسی عضو حزب پان ایرانیست هست و بر مش مبارزه ی مسالمت آمیز در چارچوب قانون اساسی ایران (برای رسیدن ایرانی آزاد دموکرات سرافراز) تاکید دارد و به جای مخالفت با حکومت، معتقد به نقد کردن حکومت است در شامگاه 27 آذر ماه بازداشت شده اند همچنان در زندان اوین بسر می برند.
آیا وزارت اطلاعات برای بازداشت های خود نمی خواهد تغییری صورت دهد و همچنان در همان چارچوب گذشته می خواهد حرکت کند. آیا این وزارتخانه، سیاستی را نمی خواهد اتخاذ کند که فرقی بین افراد تجزیه طلب تروریست و میهن پرست باشد. آیا جای مهدی ملکی باید در کنار زندانیانی باشد که متهم به جاسوسی و خیانت به مملکت هستند باشد.
در شرایطی که مردم در این چند ماه گذشته در انتظار آزادی زندانیان سیاسی و آزاداندیشان هستند ما باید شاهد بازداشت مهدی ملکی باشیم که از جوانان میهن پرست این مرز و بوم است.
نیروهای امنیتی باید مهدی ملکی و دیگر زندانیان سیاسی که در چارچوب قانون اساسی به فعالیت سیاسی می پردازند را آزاد کنند.

zaterdag 21 december 2013

همراهی با مهدی ملکی


از دشمنان برند شکایت به دوستان
 چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
 (سعدی)

در شرایطی که مهدی ملکی در بازداشت بسر می برد و  در وضعیت نگران کننده قرار گرفته است دوستانی بجای پیگیری وضعیت ایشان بیشتر پیگیر کینه شان در مورد شرکت در انتخابات اخیر هستند. با سپاس فراوان از شاهین زینعلی که کوتاه سخنی در این مورد نگاشته اند:

«یکی از دوستانم- مهدی ملکی – را چند روزی است بازداشت کرده اند. من از دلایل این بازداشت بی خبرم. اما آنچه برایم جالب توجه است قرار گرفتن عبارت "روحانی مچکریم" در کنار اخبار مربوط به بازداشت وی در صفحه برخی دوستان است! حتی اسم اس هایی نیز با این مضمون برای من ارسال شده! جدا از اینکه من یا روحانی چه نقشی می توانستیم در بازداشت مهدی ملکی داشته باشیم اما بی هیچ شک و شبهه ای می توانم شهادت دهم که مهدی ملکی همواره بر مشی مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه و قانونی در فعالیت های سیاسی خود تاکید داشت و بر همین اساس هم در انتخابات ریاست جمهوری اخیر شرکت کرد، به حسن روحانی رای داد و آن را اعلام عمومی نیز نمود و به همین دلیل مغضوب کسانی شد که امروز خبر بازداشتش را مستمسک "تچکر" از روحانی قرار داده اند! 
به هر روی امیدوارم مهدی ملکی عزیز هرچه زودتر آزاد شود و مسوولان قوه قضائیه متوجه شوند که جای میهن پرستان در زندان نیست.»
شاهین زینعلی

vrijdag 20 december 2013

وضعیت نگران کننده مهدی ملکی

مهدی ملکی عضو حزب پان ایرانیست در شامگاه چهارشنبه 27 آذرماه بازداشت شده است و متاسفانه از مکان نگهداری او هیچ خبری نیست.
این بی خبری  نگران کننده است ... وزارت اطلاعات و یا هر ارگان یا سازمانی که ایشان را بازداشت کرده است، مسوول سلامت  و امنیت مهدی خواهد بود

dinsdag 6 augustus 2013

وخامت جسمانی ابوالفضل عابدينی در ادامه‌ی اعتصاب غذا




جان ابوالفضل عابدينی در خطر است ...
چندی پيش با دوستان ار ابوالفضل سخن می‌گفتيم و دوستان نظر بر اين داشتند که شايد برای عيد فطر او به مرخصی بفرستند بعد از چهار سال... اما خبر از بردن او به خوزستان آمد و با دانستن وضعيت او در آنجا، نگرانی ما روزافزون شد... اما اين بار خطر بسيار جدی است او با مرگ بايد دسته و پنجه گرم کند و کسی جز نظام جمهوری اسلامی به خصوص قوه قضاييه ی ايران مسئوليت اين خطر را ندارد...
ابوالفضل به دليل شهادت برای ستار بهشتی به زندان خوزستان فرستاده شده است و در حال حاضر با داشتن نارحتی قلبی و کليه در اعتصاب غذا بسر می‌برد و از آن بدتر اين که با گذشت 11 روز از اين وضعيت او با خونريزی معده مواجه شده است و اگر قوه قضايه تجديد نظر در مورد انتقال ابوالفضل عابدينی نکند به طور مستقيم عامل شکنجه‌ی ابوالفضل عابدينی خواهد بود و عواقب آن را باعث شده است و بايد پاسخگو باشد...

woensdag 30 januari 2013

کيست که پيمان بسته است با خدای خود، با خون خود كه مام ميهن را تا واپسين دم پاس دارد


  

سرور مهندس رضا کرمانی پس از سال‌ها مبارزه در راه آزادگی و سربلندی ايران‌زمين و برای آرمان‌های ميهن‌پرستانه و ملی خود جهان خاکی را بدرود گفت.
او با گام‌های استوار و اراده‌ی راسخ برای سرافرازی ايران بزرگ و گسترش انديشه‌ی پان‌ايرانيسم پای در مسير دشواری گذاشت که تمام زندگی خود را در راه افزايش آگاهی و هوشياری ملي، احقاق همه‌ی حقوق ملت ايران و تحقق حاکميت ملت با تکيه بر انديشه‌های ناسيوناليسم ايرانی گذراند.
مهندس کرمانی با منش و کردارش به شاگردان و ياران خود درس بزرگ‌مردی را داد که سرشار از گذشت، پايداری، ميهن‌پرستی، وفاداری به آرمان‌های نهضت پان‌ايرانيسم، اخلاق‌مداری در مسير مبارزه، تسليم‌نشدن در مقابل ستم حاکميتی جدا شده از ملت، سياست، تدبير، سرزندگي، قدرشناسي، بلند نظري، صبوري، آرامش، اميد و اميد و اميد بود.
ما نيز با اين اميد و اندوخته‌ها، راه سرور کرمانی را همچون او محکم با انديشه‌ی ايران بزرگ و آزادی مردمان ايران‌زمين در حزب و جامعه‌ ادامه خواهيم داد تا رسيدن به آرمان شکوهمند پان‌ايرانيسم.
 اندوه فراوان از دست دادن سرور کرمانی عزمی خواهد بود برای استواری ما در راه ميهن‌پرستی و آزادی که او در حزب پان‌ايرانيست تا دم مرگ آن را پيمود.
اينك آماده گشته‌ايم به جنگ تو به راه آزادگي خويش تا بر آوريم برترين آباداني‌ها و فرهنگ‌ها را...
روانش شاد و راهش پر رهرو

dinsdag 29 januari 2013

سرور مهندس رضا کرمانی را بهتر بشناسيم





سرور مهندس سيد رضا کرمانی در تاريخ نهم ارديبهشت‌ماه 1313 خورشيدی از پدر و مادری يزدی در شهر قم به دنيا آمد.
ابتدا دو سال در مکتب‌خانه و سپس سه سال اول ابتدايی را در دبستان فرهنگ قم درس خواند. در سال 1324 به تهران آمده و تا ششم ابتدايی را در دبستان پسرانه‌ی نوبنياد فيروز کوهی پسران (خيابان شيخ‌هادی تهران) به تحصيل پرداخت. در سال 1328 وارد دبيرستان اديب تهران واقع در خيابان فردوسی کوچه‌ی نکيسا شد.
در سال 1329 که هنوز سال اول دبيرستان بود به اتفاق شش تن از هم‌کلاسی‌های خود حزبی به اسم استقلال ايران بنياد نهاد (در آن زمان حزب ديگری به نام استقلال از سوی عبدالقدير آزاد به وجود آمده بود که اين نوجوانان از آن بی خبر بودند.)
از ميان اين جوانان مي‌توان از قادر زهتاب فرد- کورش حايری– گلچين- ناصر سماواتی نام برد.
در شهرستان قم هم دو تن از جوانان همسايه خود را به عضويت اين حزب درآورد اين حزب برای آن‌که اطلاعات بيش‌تری در مورد احزاب موجود به دست آورده و مرامنامه‌ای مفيد و جامع تنظيم کند هر کدام از افراد خود را مأمور تحقيق وآگاهی از نقطه‌نظرهای احزاب موجود آن روز کرد.
حزب توده (جوانان دموکرات، هواداران صلح و ...)، مجمع مسلمانان مجاهد، مکتب پان‌ايرانيسم، فداييان اسلام و حزب ايران و بعدها حزب زحمتکشان ملت ايران از احزابی بودند که مورد بررسی قرار گرفتند.
مکتب پان‌ايرانيسم محل مأموريت رضا کرمانی انتخاب شد. پس از چند بار شرکت در جلسات مکتب، جريان وحدت مکتب پان‌ايرانيسم با حزب نبرد ايران و تشکيل حزب ملت ايران بر بنياد پان‌ايرانيسم پيش آمد که تماس با اين حزب ادامه يافت.
سرور کرمانی در جلسات اين حزب در پاساژ آشتيانی (ميدان بهارستان) و جلسات آشنايی که دکتر عاملی تهرانی آن را اداره می‌کردند آبان‌ماه 1330) شرکت و در اولين تظاهرات اين حزب روز 21 آذرماه 1330 حضور يافتند.
مهندس کرمانی در جلسه‌ای به افراد حزب استقلال ايران بيان کرد که آنچه ما می‌خواهيم بعدها بگوييم هم اکنون پان‌ايرانيست‌ها می‌گويند، بدين ترتيب سه نفر از افراد حزب به عضويت حزب پان‌ايرانيست در آمدند؛ يک نفر جذب فداييان اسلام شد ناصر سماواتی که جذب فداييان اسلام شد (بعد‌ها هنگامی با يک گروه قصد انفجار يک دکل بزرگ برق را داشتند و در يک گفتگوی تلفنی با مقامات ساواک شرکت نمود) ديگران و نيز به هيچ حزبی نپيوستند و حزب پان‌ايرانيست روزنامه‌ی ندای پان‌ايرانيسم را از روز چهارم دی ماه 1330 به مديريت حسن کامبخش منتشر کردند. مهندس کرمانی در اوايل سال 1331 به عضويت رسمی حزب پان‌ايرانيست درآمده و در تظاهرات روز سی ام تيرماه 1331 شرکت داشتند.
بعد از بيست و هشتم امردادماه 1332 در جلسه‌ی نيروی دانش‌آموزی و سپس نيروی دانشجويی بايندر به نيروداری سرور عباس روحبخش حاضر و برای سال‌ها شرکت منظم داشتند.
مهندس کرمانی در سال 1334 به دانشگاه (دانشکده فــنی تهران) راه يافتند. در انتشار نشريه‌های پلی‌کپی پندار و نسل جوان (چهار دوره) تا سال 1344 همکاری داشتند. ايشان از افراد شرکت کننده در کنگره‌های آموزشی سال 1335 و کنگره‌ی دوم حزب در سال 1339 بودند.
سرور مهندس کرمانی در سال 1339 و 1340 دوبار همراه افراد جبهه‌ی ملی ايران در زندان‌های موقت شهربانی (بند عمومي) و زندان قزل قلعه‌ی تهران (انفرادی) و هر کدام به مدت حدود سه ماه زندانی بودند. در هر دو بار زندان، با شادروان داريوش فروهر و يک بار با همه‌ی رهبران بازداشت‌شدگان جبهه‌ی ملی هم‌بند بودند.
کسانی که در زندان شهربانی و بند عمومی هم‌بند بودند (آقايان دکتر صديقی- کريم سنجابی- دکتر سحابی- دکتر محمدعلی خنجی- امير تيمور کلالی- دکترشاهپور بختيار- آقای عطائي- آقای رادنيا- آيت‌الله سيدمحمود طالقاني- مهندس کاظم حسيني- داريوش فروهر- دو نفر از بقايی‌ها (خواهرزاده‌های دکترمظفر بقايي) چند نفر از بازار و گروهی ديگر...
سرور کرمانی در کنگره‌های سوم و چهارم و نيز تدوين برنامه‌های حکومتی حزب پان‌ايرانيست که به کنگره سوم تحويل شد شرکت فعال داشت و در کنگره‌ی دوم به عضويت علی‌البدل کميته‌ی عالی رهبری حزب انتخاب شدند.
از سال 1340 که با دريافت مدرک فوق‌ليسانس از دانشکده‌ی فنی تهران در رشته استخراج نفت فارغ‌التحصيل شدند و به استخدام شرکت اکتشاف و توليد نفت ايران در مناطق نفت‌خيز جنوب درآمدند و در شهر گچساران به کار مشغول شدند.
ايشان از سال 1341تا 1344 که روزنامه‌ی خاک و خون منتشر شد به صورت بسيار فعال تشکيلات حزب پان‌ايرانيست را به‌گونه‌ای پنهانی در شهرگچساران (دوگنبدان) پی‌ريزی کرده و به تدريج در سراسرکهکيلويه و بويراحمد سازمانی پرقدرت را به وجود آوردند. درسال 1346 به عنوان کانديدای حزب پان‌ايرانيست در کهکيلويه و بوير احمد معرفی و با هم‌ياری و همکاری پان‌ايرانيست‌ها و اهالی منطقه اکثريت قاطع آراء مردم گچساران را به خود اختصاص داده و پان‌ايرانيسم وحزب پان‌ايرانيست را در قلب‌ها و خانه‌های مردم و عشاير منطقه جای دادند. در سال 1347 که پان‌ايرانيست‌ها در انتخابات انجمن شهر خرمشهر پيروز شدند سرور مهندس کرمانی از سوی اعضاء انجمن شهر به سمت شهردار انتخاب و تا فروردين ماه 1349 و حادثه غم‌انگيز جدايی بحرين و درگيری حزب پان‌ايرانيست با حکومت آن زمان در اين سمت ماندند که در اين مدت کوتاه به عنوان شهردار نمونه‌ی استان خوزستان برگزيده و نيز به سبب کوشش و تلاش در زمان جاری شدن سيل در شهرهای خوزستان و خرمشهر و جلوگيری از صدمه به شهر مدال آبادانی و پيشرفت دريافت نموده بودند به شرکت نفت در اهواز بازگشتند.
از همان فروردين 1349 که سرور مهدی صفارپور مسئول حزب در استان خوزستان به شهر قزوين تبعيد شدند، سرور مهندس رضا کرمانی به عنوان مسئول شهر اهواز و سرپرست شهرهای استان خوزستان تا سال 1358 به کوشش ادامه دادند و به اين سبب مسافرت‌های بسيار حزبی به شهرهای مسجد سليمان، شوشتر، دزفول، انديمشک، رامهرمز، آبادان، خرمشهر، ايذه و گچساران و ياسوج و شيراز به عمل آوردند که ثمرات آن تا کنون باقی مانده است.
در زمان ايجاد حزب رستاخيز از سوی مسئولان خوزستانی و شهر اهواز به عنوان مسئول موقت انتخاب شد (انتخابي) و به تلاش در شهرهای آغاجاری و بهبهان و شوشتر و خرمشهر و ديگر شهرهای خوزستان پرداختند از طرف آقای هويدا نخست وزير به سبب گزارش‌های متعدد ساواک مبنی بر نفوذ و تسلط پان‌ايرانيست‌ها در حزب رستاخيز، آقای دکتر منصور ميرخانی- نماينده ی ايشان- از تهران به جلسه‌ی مسئولان خوزستان آمدند و برکناری مهندس کرمانی را از مسئوليت اعلام کردند.
مهندس کرمانی در جلسه مسئولان به آقای هويدا توسط نماينده‌ی ايشان پيام دادند که وقتی در تمام ايران با انتخاباتی که خودتان انجام داده‌ايد فقط سه شهر به دست پان‌ايرانيست‌ها افتاده است (اهواز- خرمشهر- شوشتر) و شما آن را بر نمی‌تابيد، صراحتاً اعلام می‌نمايم که اين حزب، حزب نخواهد شد.
در آخرين دوره انتخابات انجمن‌های شهر به عنوان تنها پان‌ايرانيست به عضويت انجمن شهر اهواز در آمدند که هميشه به عنوان يک مصلح و نقاد و کوشنده معرفی می‌شدند. در خرداد 1357 به عنوان اعتراض به دخالت‌های مأموران حکومتی در نتايج انتخابات و عدم پذيرش مردم، به اتفاق سه نفر ديگر در انجمن شهر اهواز استعفا و سبب انحلال انجمن شدند.
در سال 1358 بازنشسته و در سال 1359 به کرج نقل مکان کردند. از آن پس در کنار سروران مهدی صفارپور، ابراهيم ميرانی و ديگر سروران مانند سروران جعفری، مهندس اميني، دکتر افسرپور و حيدرقلي (اشکان) آسترکی به حفظ و نگهداری تشکيلات حزبی و ارتباط با دوستان پان‌ايرانيست در تهران و شهرستان‌ها همت گماشتند. اين کوشش‌ها تا سال 1370 خورشيدی ادامه داشت. هنگام بازگشت سرور محسن پزشکپور از پاريس همراه چند تن از اعضاء خانواده سرور پزشکپور در فرودگاه مهرآباد حاضر و با تلاشی بسيار و سفر به استان‌های گيلان- خوزستان- اصفهان – قزوين- لرستان به همراه سرور پزشکپور در بازسازی حزب گام‌های ارزنده‌ای برداشت.
مهندس کرمانی توانست با جمع‌آوری امضای عده‌ی زيادی از پان‌ايرانيست‌ها (64 نفر) برای برگزاری کنگره‌ی هفتم حزب پس از 26 سال بسياری از مشکلات را رفع نمايد.
در کنگره هفتم حزب پان ايرانيست با حضور 85 نفر با بالاترين رای به عضويت شورای عالی رهبری انتخاب و سپس به اتفاق آرا به سمت دبير مسئول حزب برگزيده شدند. بسياری از واحدهای حزبی را در تهران و شهرستان‌ها دوباره ايجاد و با انتشار نشريه ماهنامه‌ی ضد استعمار (که بعد‌ها به حاکميت ملت تغيير نام داد) انسجام را در حزب برقرار نمود. در سال 1378 به سبب تلاش گسترده‌ی پان‌ايرانيست‌ها در هيجدهم تيرماه (حادثه کوی دانشگاه) به همراه دو تن ديگر از اندامان شورای عالی رهبری سروران قدرت‌الله جعفری و حسين شهرياری توسط مقامات امنيتی بازداشت و پس از چند ماه زندانی بودن در انفرادی توحيد و بعد زندان اوين با وثيقه آزاد و بعد در دو دادگاه اوليه و تجديد نظر به پنج سال حبس تعليقی محکوم شدند.
سرور کرمانی يک‌بار به مناسبت انتشار کتاب آهنگ‌های خون درباره‌ی شهيد دکتر عاملی تهرانی (آژير) انديشمند نهضت پان‌ايرانيسم حدود يک‌ماه در زندان رجائی شهر کرج زندانی و بعد توسط دادگاه انقلاب کرج به 5/3 سال حبس تعليقی محکوم شدند.
بعد‌ها نيز در اهواز به قصد شرکت در مراسم چهلم (دهم اسفند1388) سرور دکتر ابراهيم ميرانی هنگام ورود به فرودگاه اهواز همراه با سه تن از جوانان حزب دستگير و پس از 6 روز بازجويی و زندانی بودن در بازداشتگاه نيروی انتظامی در دادگاه انقلاب با قرار وثيقه آزاد شدند.
ايشان هنگام سفر در تاريخ 18 شهريور 89 بـه همراه سروران حسين شهرياری از پيشکسوتان پان‌ايرانيست و حجت کلاشی مسوول سازمان جوانان حزب پان‌ايرانيست با يکی از پان‌ايرانيست‌های اصفهان درباره امکان برگزاری کنگره دهم حزب قصد ورود به اصفهان را داشتند که در عوارضی اصفهان- شاهين‌شهر توسط مأموران امنيتی بازداشت و پس از 17 روز در بازداشگاه الف- طا با قرار وثيقه آزاد شدند. او تا زمان بستری شدن هم درگير تعقيب و بازداشت و بازجويی بودند ولی هرگز از مواضع خود عقب‌نشينی نکردند؛ حتی در زمان بيماری و ضعف جسمی نيز بر پيمان خود استوار ماندند.
سرور کرمانی در دوران دبير مسئولی خود کنگره‌ی هشتم و نهم را با حضور 240 نفر از واجدين شرايط حزب برگزار نمودند. سرور کرمانی با انتشار 15 جزوه و کتاب‌هايی مانند تاريخچه پان‌ايرانيسم و حزب پان‌ايرانيست- با پان‌ايرانيسم و حزب پان‌ايرانيست آشنا شويم- آهنگ‌های خون از زنده ياد دکتر عاملی تهرانی (آژير) و ... تقريباً تمام نوشته و انتشارات گذشته از مکتب پان‌ايرانيسم تا زمان کنونی را که اکثراً ناياب و تعدادی کمياب بودند تجديد چاپ و در اختيار سروران و دوست‌داران پان‌ايرانيسم قرار دادند.
سرور مهندس رضا کرمانی در سن 78 سالگی پس از چندين دهه کوشش‌های وطن‌پرستانه در سپيده‌دم 10 بهمن ماه 1391 ديده از جهان فرو بست و به هستی جاويد پيوست.
(برگرفته از تاريخچه حزب پان‌ايرانيست)